● سوره احزاب آيه53
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ
وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ
عَظِيمًا
اى مؤمنان وارد حجرههاى پيامبر نشويد مگر آنكه به شما براى صرف طعامى اجازه داده شود، بيآنكه (بيتابانه) منتظر آماده شدنش باشيد؛ ولى چون دعوت شديد، وارد شويد و چون غذا خورديد، پراكنده شويد و سرگرم سخنگويى نشويد، چراكه اين كارتان پيامبر را رنج ميدهد و او از شما شرم ميكند (كه حقيقت را بگويد) ولى خداوند از گفتن حق، شرم نميكند؛ و نيز هنگامى كه از همسران او چيزى (كالايى) خواستيد، از پشت حجاب و حائلى (آن را) از ايشان بخواهيد، كه اين كارتان براى دلهاى شما و دلهاى ايشان پاكيزهتر است و شما را نرسد كه پيامبر خدا را آزار برسانيد و نيز نرسد كه هرگز پس از او با همسرانش ازدواج كنيد. بيگمان اين كار از نظر خداوند سهمگين است.
از مهمانی فرزند رسولالله که برگشتم؛ دیدم هیئت راه افتاده است. زمانی که این آیه را انتخاب کردم متوجه عظمت کار نبودم. قرآن کلام خدا است و من که بیعلمی وجودم را پر کرده؛ امکانش خیلی خیلی زیاد است که در بیان خبط و خطایی کنم.
خدایا نگذار از گمراهان باشم. الهی العفو...
آیه را خواندم. چند بار همهاش را با هم و چند بار هم قسمت به قسمت، سطح درک من از آیه چقدر است و تا کجاست بماند. خوبی هیئت مجازی این است که خیلی ناشناسترم و کسی هم به بیرون پرتابم نمیکند.
خدایی این آیه را نازل کرده است که پیامبرش را دوست دارد. وقتی پیامبر این همه با مردم مدارا میکند، اذیت میشود و هیچ نمیگوید، خدا باید خودش هشدار بدهد. پس این آیه نازل میشود.
صحبت از پیامبریست بسی مهربان که حیا میکند زشتی کار مهمانهای بیادب را به آنها گوشزد کند. اذیت میشود ولی سکوت میکند.
یک مهمانهایی هستند که اصلاً مراعات صاحبخانه را نمیکنند. بی اذن دخول میآیند مینشینند. میخورند و بعد از غذا هم لم میدهند و مشغول حرف بیهودهی دنیا میشوند.
همسران پیامبر هم هستند که گرچه در این آیه مخاطب قرار نگرفتهاند ولی به هرحال باید حواسشان جمع باشد که برای پاکیزه نگه داشتن قلبهایشان با مردان از پشت حجاب داد و ستد کنند. مردها هم حواسشان باشد: أطهر لقلوبکم و قلوبهن. و بعد از پیامبر هم نباید دیگری با آنها ازدواج کند که این کار نزد خدا بزرگ است.
و اکنون من، مخاطب امروز این آیهای که برای همهی اعصار و قرون نازل شده است. و اکنون من، کوچکترین عضو هیئتی که برای پیامبر برپا شده است. من که از مهمانی رفتن و داد و ستد با مردان غریبه ناگزیر هستم. و من هیئتی شدهام در این روزهای ناب، که اگر درنیابم خشنودی رسولالله را، افسوس بر عمر و جوانی من.
حالا پیامبر مهربان است و چیزی نمیگوید، من نباید خودم حساب کار خودم را داشته باشم؟ نباید بین حرم رسول و دیگر مکانها فرقی قائل شوم؟ این آداب زیارت و اذن دخول که برای من گذاشتهاند؛ اینکه گفتهاند در حرم آنقدر نمانید تا خسته شوید. اینها برای من است دیگر! و ادامهی آیه که آن هم انگار برای خود خود من نازل شده است. این همه داد و ستد که تحصیل علم و طلب دانش بهترین نوع مراودهام با مردان است! حسابی خودم را در معرض امتحان گذاشتهام. گاهی رویم سفید شده و خیلی وقتها هم رو سیاه بودهام. مهمش همان قلوبمان است که در این 14 قرن تغییری نکرده است. هنوز هم که هنوز است اگر حجابی نباشد پاکیزگی دلهایمان به خطر میافتد و... من هم که نمیخواهم پیامبر اذیت شود. اصلاً هم نمیخواهم پیامبرم را اذیت کنم!
پرانتز باز:
میان دار